اندر احوالات ما

ما در هر دوره از زندگیمون به یه سمت میل پیدا می کنیم

سال اول دانشگاه مثلا اومدیم رفتیم فوق برنامه دانشکده و کلی در اونجا فرو رفتیم

سال دوم رفتیم یونیون اونجا چندی به سر کردیم

سال سوم بیشتر این ور اون ور سرک میکشیدم جای خاصی نبودم و همه جا یه سر میزدم

امسالم زدم تو کارای هیئتی

فرق امسال با همه سالهای زندگیم اینه که به طور جدی به ترک تحصیل فکر کردم به اینکه چرا سر چیزایی که به درد مفت نمیخوره وقت بذارم اینجوری شده که کلا فعلا بی خیال درس و اینا شدیم نمیدونیم دیگه به کجا میرویم اصلا درست میرویم یا خطا ولی داریم یه مسیری میریم دیگه

آخه جدیدا یه سری آدم دیدم که با لیسانس نصفه نیمه کلی  آدم خفنی شدنو دارن کارای گنده انجام میدن و هیچ بخاری از این دکترا در نمیاد

تا ببینیم چی میشه

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنا

راضیه آسوده باش، هر کاری دوست داری انجام بده

ر.ش

یعنی ترک تحصیل کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همه موافقید ؟ تصویب شد

آنا

ما که موافقیم

مسعود

انا خانم اصلا روش حساب نکنین . امروز میگن ترک تحصیل فردا میبینین ویزاشون اومده و همگی تو فرودگاهیم .[نیشخند]

ر.ش

آنا بیا با هم بریم

آنا

به جناب آقای مسعود : ما که بخیل نیستیم راضیه من پایم:)))) از الان دارم رو برناممون کار میکنم

آنا

به جناب آقای مسعود : ما که بخیل نیستیم راضیه من پایم:)))) از الان دارم رو برناممون کار میکنم

مسعود

انا خانم میخوایم یه دستی بزنیم . همکاری کنین .[چشمک]

ر.ش

آنا: آره اجازه رو هم که گرفتیم فقط یه چیزی من جلو سوار میشم آقای .... : خارپشت حسود شدید دارید دو بهم زنی میکنید/؟؟؟؟

مسعود

درسته من خیلی حسودم[عینک] ولی مگه خارپشت حسوده ؟؟!!