ناهار امروز

امروز کلی با ذوق و شوق صبح زود کشک محلی خیس کردم که ظهر قروت بادمجون بخوریم

خلاصه صبح خوابیدیم میخواستیم 8 پاشیم بریم بادمجون بخریم ما که خواب موندیم آنا 12:40 اومد بیدارمون کرد دیدیم بادمجون خریده

خلاصه شروع کردیم به درست کردن قروت

همه کاراشو انجام دادیم اومدم پیاز سرخ کنم قابلمه خورد به ظرف قروت همش ریخت زمین

همش تقصیر شکم نارفیق بود به خاطر خوردن بادمجون ریاکشن نشون نداد برای گرفتن ظرف

کلی کشکش خوشمزه شده بود و غلیظ حیفشه

ولی خیلی باحال بود ازش کلی پیام اخلاقی بیرون آوردیم

به قول بچه ها اعمال ما هم اینجوریه بعضی وقتا با یه کار میریزه و همه چی از بین میره سالها تلاش

به قول ما دوستیها اینجوریه بعضی وقتا میزنی میریزه و بقیه هم وا میستن نگاه میکنن وقتی از دست رفت میشینی میزنی تو سرت

و کلی نکات دیگه

/ 10 نظر / 5 بازدید
ر

این فاجعه است یعنی من اگه یه همچین اتفاقی برام بیفته یعنی بعد از کلی تلاش فقط به خاطر یه اشتباه همه چی از بین بره داغون می شم [گریه]

آنا

عجب!!!! چقدر ناگوار ولی مطمینی تو سرت زدی ؟؟؟ :)))))))))))))))

مسعود

اینجوری که من فهمیدم دوستی ها مثه ظرف قروت میمونه میزنین میریزه بعد وامیستین نگا میکنین [نیشخند] شما هم یا کشک بادمجون درست میکنین یا از پودر غذا استفاده میکنین .[پلک]

jingo

این قدر دل ما رو با قروتاتون سوزوندین که خودمون به تکنولوژی قروت سازی دست پیدا کردیم ، از ترم پیش هفته ای یکی دوبار برای بچه های بیرجندی قروت بادمجون ، سیب زمینی ، گوجه فرنگی و ... پخت می کنم . مدارکش هم در سرتاسر وب موجوده.

ر.ش

من با حسرت به این دوستی نگاه کردم

jingo

همون یک بار برا سوزوندن کافی بود. دقیق نمی دونم کجا ، فیس بوک و اینا . ما هم هرکی اتاقمون بیاد بهش تعارف می کنیم ، اگه خوشش اومد دوباره هم تعارف می کنیم یا دعوتش می کنیم.

ر.ش

فعلا که غذامون پخش زمین شد

jingo

همون آه دل ما بوده [نیشخند]

ر.ش

سید از شما بعیده

jingo

نه دیگه آه ما در حد همین قروت و ایناست