منو اپلای

ای بابا این زندگی هم عجب فراز و نشیبایی داره

یه کتاب از دکتر شریعتی بود توش میگفت بعضی وقتا میخوای درباره یه چیزی تصمیم بگیری

اولش میگی اره بعدش میگی نه دوباره میگی اره

خلاصه دکتر میگفتن جواب این سوال نه اره است نه نه

مهم اینه که تو کدوم اره یا نه باشی

هر بار یه علمی یه دیدی بهت اضافه میشه که تصمیمت عوض میشه

هر اره ای اره شما نیست فرق بینشون

آره ای که دفعه اول میگی خیلی ارزشش کمتر از نه دفعه ششمه و ...

حالا جریان اپلای کردن منم همینه

سال اول میخواستم 100% برم

سال دوم پشیمون شدم و گفتم احتمالا بمونم

سال سوم دوباره مصمم شدم برم اما اینبار با اگاهی بیشتری بود میدونستم هزینه داره دوری داره و کلی چیزای دیگه

الان سال چهارم که شدم دقیقا از لحظه ای که سال چهارمی شدم یعنی هفته پیش تصمیم گرفتم بمونم البته نه به خاطر مشکلات سال سوم  بلکه به خاطر دیدی که پیدا کردم

باید دید سال پنجم چی میشه و یا حتی ارشد و ....

فعلا تصمیم گرفتم ایران بمونم الانم در به در دنبال کارای پروژه کارشناسی هستم

پست بعدی حتما رستم نامه اونم می نویسم

یه پست درباره اپلای آره یا نه میخوام بذارم

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود

خوب حرفای مارو مصادره به مطلوب میکنین . من یکی از مزایای اپلای رو گفتم به شرطها و شروطها . ارتباط علم و صنعت همیشه مساله بوده . اما یکی از دلایلش شاید اینه که همش تئوری کار شده و تجربه ی صنعتی خیلی کمه . وقتی سیاستمون اینه که پیپر بیشتری بدیم و اینو مبنای پیشرفت علمی میکنیم همین میشه . کلا مساله ی پیچیده ایه . به نظر یه توفان ذهنی تو ذهنتون به پا شده !!! علوم انسانی و روانشناسی این وسط چیه؟؟؟!!!

مسعود

یاد یه دیالوگ معروف افتادم که میگه : ایا مشکل جوونای امروز ما مو هتسش ؟؟؟[نیشخند][چشمک]

ر

تو دعا کن ما تا یه سال دیگه 16 میلیون پول پیدا کنیم ( معجزه ای ) بعدش با هم کنار می یایم:)

ر.ش

مصادره به مطلوب یعنی چی؟؟ فکر نکنم اپلای مشکل صنعت و دانشگاه رو حل کنه در مورد پیپر و مقاله موافقم منم میخوام جلوی این سیستم واستم سیستمی که توش اپلای و پیپر و مقاله برات مقام و منزلت میاره شاید توفان ذهنی شایدم یه تلنگر کوچیک روان شناسیم اخه جدید علوم انسانیم اپلای میکنن میرن خارج روان شناسیو اینا میخونن برمیگردن

ر.ش

نه ممنون برو دنبال 8 میلیون خودت من دیگه نمیخوام

مسعود

به نظرم اگه بگین اپلای چه ایرادی داره به نتیجه ی بهتری میرسیم . ی ه ایرادش اینه که معمولا یه تفکر غربی وارد کشور میشه . که احتمالا تدریس دانشگاهی هم داره . همینجوری ذهن کلی ادم عوض میشه و عملا کشور تبدیل میشه به یه بازار که کاملا اماده شده برای فروش کالا و خدمات . اونجا هم که هستن تمام کارهای علمی که میکنن به اسم اونا ثبت میشه . ولی یه حسن هم داره . اگه بتونی کارتو از نظر علمی و اقتصادی توجیه کنی ازت ساپورت میشه . اما اینجا اصلا بها نمیدن به این چیزا (یعنی خیلی کم با بدبختی) . و همچنین ظرفیت کم دانشگاه ها . کسی که اپلای میکنه (معملا)با هدف اعتلای کشور نمیره که نگران صنعت باشه . من چون کلا دیدم به اپلای منفیه خیلی حسناش رو نمیبینم .

مسعود

http://www.tabnak.ir/fa/news/190627/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%B2%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%9F بیربط به این بحث نیس .

ر.ش

بذارین بزرگترین مشکلشو بگم شما علمی رو یاد میگیرین که سالهای سال از صنعت الان کشورتون جلوتره پس تو صنعت جایی پیدا نمیکنین و شما هم میشین یه استاد پیپری و از طرف دیگه چند سال از کشورتون دور بودین و از اوضاع داخلیش بی خبرین بی خیال اینترنت و اینا بابا از 100 تا 99 تا حرف دروغه آدمی که اینجاست خیلی بهتر مشکلات رو درک میکنه

ر.ش

برعکس شما من با یه دید خیلی مثبت به اپلای شروع به تحقیق در این زمینه کردم و جالبه اولم از تمامی موافقان نظر خواستم و در این میون فقط یه نفر بود که مخالف بود ولی بعد تجزیه وتحلیل بقاشو به لقاش بخشیدم

مسعود

منم قبول دارم این حرفا رو . ولی حس میکنم (البته فقط حسیه عقلی نیس این حرفم )هر کسی برای رفتن یا نرفتنش یه دلیل یا هدفه شخصی تر لازم داره . مثلا من میگم رفتن و اپلای هیچ جذابیتی برام نداره اینه که نمیرم و در کنارش این عیوب رو هم داره . اینجوری بگم بهتره ؛ کسایی که موافقن در مقابل این استدلال ( استاد پیپری) چه جوابی دارن ؟؟ فکر نمیکنم خیلی حرفه قوی ای داشته باشن . در نهایت به این میرسن که : من میخوام برم چون میخوام برم . من میخوام برم چون باید برم .اگه نرم یه چیزی تو زندگیم ناقصه . یعنی این جوری حس میکنم در نهایت همه ی حسن و ایرادات کمرنگ میشه و اون خواست و حسه هستش که مهم میشه . ( نمیدونم شاید یه ذره بیربط به بحث بود ) . من تیتراشم خیلی واسم جالب نبود [نیشخند]