تمام؟؟؟

امروز خیلی خوبم خیلی

کلی مهمون داریم از 6 صبح در حال آشپزی هستم

بعد 4 سال دوستای دانشگاهمو دعوت کردم خوابگاه دستپخت منو بخورن قراره براشون یه سفره بچینم از این ور تا اون ور

کلا ما اینجوریم وقتی ملت رو دعوت میکنیم شاد میشیم

...................................................................................................

خداجون مرسی که پاکم کردی

بعد مدت ها بدجور دارم احساس سبکی میکنم

..................................................................................................

بالاخره بعد چهار ماه دارم میرم خونه اول شوال اومدم تهران اول ربیع الاول دارم برمیگردم

البته خونواده خبر ندارن میخوام ذوق زده شون کنم

................................................................................................

روز شهادت امام رضا دلم بدجور هوای حرم کرده هیییییییییییییییییییی خدایا قسمتمون یه حرم درست حسابی کن

تموم شد محرم صفر تموم شد دو ماه عزا تموم شد هیئت تموم شد شبای خادم بودن تموم شد التماس دعاها تموم شد دعای خیر مردم تموم شد استکان شستن برا امام حسین تموم شدگریه و ناله وحرص و جوش و همه چی تموم شد

دو ماه گذشت و وقت نشد عزاداری کنم هیچ سالی اینجوری تموم شدن این دو ماه رو حس نکرده بودم نمیدونم امسال چی شد

اللهم ارزقنی شفاعت الحسین الیوم الورود

/ 6 نظر / 4 بازدید
ر

بسی خوش گذشت سیده بانو کمسمیدااااااااااااااااااااااااااااا

مسعود

کولاک کردین سید . بازم قروت ؟![نیشخند] هییییییییی 4 سال گذشت . :[

ر.ش

قروت فقط بخشی از غذا بود

مسعود

خوش به حال مهمونا .[پلک] . ما خیلی وقته ازین مهمونیا نرفتیم .

متین

منم این روزا دارم احساس سبکی می کنم...[گل]