برگشتیم

برگشتیم تهران با کلی کار و یه لپتاپ معلوم الحال

میخواستیم در باب 12 به در سخن برانیم ولی حس و حالش نیست

اولین شب تنهایی در سال 91 را میگذرانیم امروز به قدری درس خواندیم

12  به در در بلاد ما باران بارید بارانی بس شدید بعد از آن رنگین کمانی تشکیل شد بسیار زیبا بسی لذت بردیم

همه چی خوب بود امسال جز دو چیز

میگن امسال وقایع زیادی اتفاق میفته چون سالش با سه شنبه شروع شده و محرمش  با جمعه چه میدونیم

19ام میخوام برم تعمیرگاه نصف پول تعمیر این قارقارک جان را پس بگیرم

/ 5 نظر / 2 بازدید
آنا

ااااااا مگه سعیده نیومده؟؟؟ فکر کنم تو عید مطالعه زیاد داشتی اینطوری حرف میزنی!!!! مواظب باش تنهایی ، اتاق امن نیستا

مسعود

کیا میگن ؟؟ سه شنبه و جمعه چیز عجیبی نداره که !!!. من که دیشب 12 شب یادم افتاد تمرین دارم و نصفه نیمه نوشتم[نیشخند]

ر.ش

میگن تو اون قران قدیمیا که کلی چیز میز داشته اینو نوشته بوده قدیمیا میگن جدیدیا هم میگن روایته راست و دروغش با خودشون حالا شما فرض کنین درسته

ر.ش

میگن تو اون قران قدیمیا که کلی چیز میز داشته اینو نوشته بوده قدیمیا میگن جدیدیا هم میگن روایته راست و دروغش با خودشون حالا شما فرض کنین درسته

مسعود

چه جالب . خسته شدیم بس که منتظریم موندیم یه اتفاقی بیفته . کاش یه اتفاقی بیفته . من فقط کلاه قرمزی دنبال میکردم . خیلی قشنگ بود .